تبليغاتX
¤¤¤پرنده ی تنها¤¤¤

من با توام تنهای تنها


باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیک تر تو
از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهاییت را
ما یک دل و یک درد داریم
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها

من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم!

این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل


 

نوشته شده توسط !! در جمعه هشتم مهر 1390 ساعت 0:58 موضوع | لینک ثابت


یکی هست تو قلبم

 

یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه


نمی خوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه


یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل ِ دیوونه


یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه


یه روز همین جا توی اتاقم یدفعه گفت داره میره


چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره


گریه می کردم درو که می بست می دونستم که می میرم


اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم


می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها


خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا


سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاک ساعت ِ رو دیوار


دوباره نمی خواد بشه باور من که دیگه نمیاد انگار


یه روز همین جا توی اتاقم یدفعه گفت داره میره


چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره


گریه می کردم درو که می بست می دونستم که می میرم


اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم


 

نوشته شده توسط !! در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ساعت 1:5 موضوع | لینک ثابت


خداحافظ نگو

 

خداحافظ نگو وقتی … هنوز درگیر چشماتم …

خداحافظ نگو وقتی … تو هر جا باشی همراتم

تو اون گرمای خورشیدی

که میری رو به خاموشی

نمیدونی چقدر سخته

شب سرده فراموشی …

شبی که کوله بارت رو

میون گریه می بستی

یه احساسی به من میگفت

هنوزم عاشقم هستی

خداحافظ نگو وقتی … هنوز درگیر چشماتم …

خداحافظ نگو وقتی … تو هر جا باشی همراتم

چرا حالت پریشونه؟

چرا مأیوس و دلسردی؟

خداحافظ نگو وقتی

هنوزم میشه برگردی !

تو یادت رفته اون روزا

یکی تنها کست میشد

خداحافظ که میگفتی

خدا دلواپست میشد …

خداحافظ نگو وقتی … هنوز درگیر چشماتم …

خداحافظ نگو وقتی … تو هر جا باشی همراتم


 

نوشته شده توسط !! در دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ساعت 1:15 موضوع | لینک ثابت


منو ببخش

 

منو ببخش ، که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو 

منو ببخش ، که گرفتم جای دست عاشقت رو ،

 دست عشقه دیگرونو 

لایق عشق بزرگ تو نبودم ، خورشید بانو 

غافل از معجزه تو شد وجودم ، اسیر جادو 

منو ببخش ، که درخشیدی و من چشمامو بستم 

منو بخشیدی و من چشمامو بستم 

منو ببخش ، منو ببخش ، منو ببخش ، منو ببخش 

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم 

که نیاوردی به روم هر جا دلت رو میشکستم 

منو ببخش ، منو ببخش ، منو ببخش ، منو ببخش


 

نوشته شده توسط !! در جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت


قصه سنگ و شیشه

گرچه سخت کشنده ست تو برو دیگر             
رسیده عشق من و تو به لحظه اخر
گناه از من بود یا تو فرقی نیست                    
اگر که خوب یا بد برو زمن بگذر
من وتو درک نکردیم یکدیگر را هیچ                
وباز رابطه ها تیره تر می شدوبدتر
شبیه قصه سنگ است وشیشه عشق ما             
شکست سنگ غرورت دل مرا اخر
ندیده ام من از این عشق رنگ ارامش              
شبیه قایق بی تکیه گاه وبی لنگر
چه فایده که بگویم دوستت دارم                      
چرا که حرف مرا نمی کنی باور


 


 

نوشته شده توسط !! در جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ساعت 2:58 موضوع | لینک ثابت


وای

 

منتظر موندم به راهت تا همیشه

چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه

 

انتظارت تلخه مثل مردن دل

مثل عشقی خام و باطل

مثل عشقی خام و باطل

 

وای اگه فردا بیاد باز تو نیایی

وای میخوام داد بزنم از این جدایی

 

وای دیگه مردم دیگه مردم

چقدر تو بی وفایی

 

مگه من با تو بد کردم خدایی

مگه من با تو بد کردم خدایی

... 

هرچی میخوای بگی بگو

اما نگو دوستت ندارم

 

هرکار میخوای بکن ولی

بگو نمیری از کنارم

 

تو رو خدا مثل غریبه ها دلم رو هی نرنجون

تو رو خدا دشمنامو به روی من اینقدر نخندون

 

بخدا من می میرم از این جدای

بخدا من می میرم اگه نیایی

 

بخدا من می میرم از این جدایی

بخدا من می میرم اگه نیایی

 

اگه فردا بیاد و باز تو نیایی

اگه فردا بیاد و باز تو نیایی

 


 

نوشته شده توسط !! در سه شنبه پانزدهم تیر 1389 ساعت 13:32 موضوع | لینک ثابت


دوستـــــــــت دارم

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو ودیگری وجود تو

به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو

من در این دنیا دو چیز می خواهم

یکی تو ودیگری خوشبختی تو

من این دنیارو برای دو چیز می خواهم

 یکی تو ودیگری برای با تو موندن تا همیشه

 دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم


 

نوشته شده توسط !! در جمعه یازدهم تیر 1389 ساعت 2:37 موضوع | لینک ثابت


دوست دارم

دوسِت دارم دوسِت دارم
دوسِت دارم دوسِت دارم
قدِ تموم ِ آدما
قدِ تموم ِ عاشقا

دل بردی و پنهون شدی
دل بردی و پنهون شدی
از من چرا ای بی وفا
از من چرا
از من چرا
عاشق شدم عاشق شدم
عاشق شدم عاشق شدم
از چشم ِ من پنهون نشو
از چشم ِ من پنهون نشو

تنها شدم تنها شدم
تنها شدم تنها شدم
تنها نرو تنها نرو
تنها نرو تنها نرو

پر می کشی تا آسمون

 من خسته ی  بی بال و پر

پر می کشی تا آسمون

 من خسته ی  بی بال و پر

روزی که برگردی

دگر از من نمی بینی اثر

روزی که برگردی

 دگر از من نمی بینی اثر

دوسِت دارم دوسِت دارم

دوسِت دارم دوسِت دارم
قدِ تموم ِ آدما

قد تموم عاشقا

من مثل ابر رهگذر

 می بارم از شب تا سحر

من مثل ابر رهگذر

 می بارم از شب تا سحر

دریا نمی گیره نشون

 از قطره های در به در

دریا نمی گیره نشون

 از قطره های در به در

دوسِت دارم
دوسِت دارم دوسِت دارم

دوسِت دارم دوسِت دارم

دوسِت دارم دوسِت دارم
عاشق شدم عاشق شدم

عاشق شدم عاشق شدم

از چشم من پنهون نشو

از چشم من پنهون نشو

تنها شدم تنها شدم

تنها شدم تنها شدم

تنها نرو تنها نرو

تنها نرو تنها نرو...

(تا ابد دوست دارم)


 

نوشته شده توسط !! در شنبه پنجم تیر 1389 ساعت 18:45 موضوع | لینک ثابت


خلوت بوسه

 

کمی مرا نگاه کن، کمی مرا نگاه کن


که پر نیاز عطر تو، چه عاشقانه می تکم


دوباره اشتباه کن، دوباره اشتباه کن


که اتفاق عاشقی، گناه نیست شاپرکم


در تو تمام می شود، کلام آزادی من


چه عاشقانه می شود، رویای پروانه شدن

بگو کدوم یاس سپید، به خلوت بوسه رسید


بگو نگاه تو چه داشت، که از شبم خواب پرید


که از شبم خواب پرید


طروات حضور تو، سایه ی انتظار من


محبوبه ی شبم بیا، بغض مرا قدم بزن


بغض مرا قدم بزن

کمی مرا نگاه کن، کمی مرا نگاه کن


که پر نیاز عطر تو، چه عاشقانه می تکم

بگو کدوم یاس سپید، به خلوت بوسه رسید


بگو نگاه تو چه داشت، که از شبم خواب پرید


که از شبم خواب پرید

در امتداد سایه ها، تو می رسی به خواب من


من از تو تازه می شوم، از روشنی حرفی بزن


از روشنی حرفی بزن


 

نوشته شده توسط !! در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت


دستام از این که هست تنهاتر هم میشه؟!

دستام از این که هست تنهاتر هم میشه؟


دروغ بگو بازهم


دروغ بگو بازهم


من باورم میشه!


چه بی هوا میره عطر تو از دستم


اونجا که باید دید


اونجا که باید دید


من چشمامو می بستم


دنیای وارونه اینو خوب میدونه


منه دیونه تو رو دوست دارم


اون همه بدیها دوباره با صدات


گم میشه میره زود از یادم


دنیای وارونه اینو خوب میدونه


منه دیونه تو رو دوست دارم


اون همه بدیها دوباره با صدات


گم میشه میره زود از یادم

 

 

 


 

نوشته شده توسط !! در سه شنبه یازدهم خرداد 1389 ساعت 2:4 موضوع | لینک ثابت